رشت_ خط گیلان_مراجعه كننده با چشمانی اشکبار وارد اتاق مشاوره شد. درگوشهای از اتاق روی صندلی روبرویم نشست تا چشمانش به من افتاد، شروع به هق هق کرد. به سمت او رفتم و با دادن دستمالی سعی در آرام کردنش داشتم.
رشت_ خط گیلان_مراجعه كننده با چشمانی اشکبار وارد اتاق مشاوره شد. درگوشهای از اتاق روی صندلی روبرویم نشست تا چشمانش به من افتاد، شروع به هق هق کرد. به سمت او رفتم و با دادن دستمالی سعی در آرام کردنش داشتم.