یادداشت _ مهدی زعیمی:
«در پی انتشارخبر» تغییر مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، چند خطی از سر دغدغه مینویسم، نه از سر دفاع از یک فرد و نه مخالفت با فردی دیگر بلکه از منظر نگرانی نسبت به آینده سازمانی بین النسلیست که تصمیمات آن با زندگی و سرنوشت میلیونها ایرانی گره خورده است.
به همین دلیل تغییرات مکرر مدیرعامل در چنین سازمانی را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی مدیریتی تلقی کرد، هر تغییر مدیریتی به ویژه در فاصلههای کوتاه میتواند برنامههای بلندمدت را متوقف یا منحرف کند، اعتماد شرکای اجتماعی را کاهش دهد و هزینههایی ایجاد کند که تبعات آن در نهایت به سرنوشت بخش بزرگی از مردم ایران بازمیگردد.
مدیرعاملی سازمان تامین اجتماعی نباید یک صندلی اجارهای! برای مدیران و جریان های سیاسی باشد! این جایگاه نیازمند تخصص، تجربه، شناخت عمیق از ساختار بیمهای و اقتصادی سازمان و مهمتر از همه درک صحیح از ماهیت بینالنسلی تامین اجتماعی است.
تصمیمات سلیقهای و تغییرات مکرر مدیریتی نیز در طول زمان بخشی از انرژی و ظرفیت سرمایه انسانی سازمان را گرفته و از مأموریت اصلی دور کرده است، همکاران به جای آنکه تمام توان خود را صرف خدمترسانی بهتر به بیمهشدگان، صیانت از حقوق بازنشستگان، توسعه پوشش بیمهای و حل مسائل شرکای اجتماعی کنند بخشی از توان و تمرکز خود را صرف تطبیق با تغییرات مدیران با رویکردهای جدید و گاه آزمون و خطاهای مدیریتی می کنند.
این فرسایش سرمایه انسانی هزینهای پنهان اما جدی برای سازمان دارد چرا که تجربه و تخصص کارکنان یکی از مهمترین سرمایههای تامین اجتماعی محسوب میشود.
اگر قرار است مدیری تغییر کند باید این تغییر بر مبنای تخصص، تجربه، شناخت سازمان، توان مدیریتی، پاک دستی و نگاه بلند مدت باشد نه سهمخواهی سیاسی و نه اجاره صندلی!
در آخرامیدوارم این مسیر تغییر کند و در انتخاب مدیران بیشتر از گذشته به نیروهای توانمند، متخصص و با تجربه خود سازمان برای تصدی کرسیهای مدیریتی اعتماد شود،نیروهایی که سازمان را از درون میشناسند و دغدغهشان پیشرفت و آینده تامین اجتماعی است.
این نقد کوتاه نه دفاع از یک مدیر بود و نه مخالفت با مدیر دیگر؛ بلکه درد دلی کوتاه از من کم تجربه در دفاع از هویت سازمانی بود که اکنون امانتیست در دستان ما.
یا حق




