تهيه و تنظيم: سروان “زینب شکوریان”
کارشناس مركز مشاوره آرامش معاونت فرهنگي و اجتماعي پليس گيلان
دنيا بر سرم خراب شد
« سميرا زن ۲۶ سالهای است که در پی شکایت همسرش به اتهام خیانت دستگیر شده است، میگوید اگر همسرم مرا نبخشد نمیدانم سرنوشت من و فرزندم چه خواهد شد.»
با آرش كه چند سالي با هم دوست بوديم بر خلاف رضايت خانوادهام ازدواج كردم از همان ابتدای زندگی متوجه شدم که همسرم مرد خيلي خوب و خانواده دوستي است اما اصلا به من توجهي ندارد و شرايط كارياش هم طوري بود كه همش احساس تنهايي ميكردم و به صورت شيفتي در كارخانه كار ميكرد و اکثر اوقات خانه نبود، وقتي هم به خانه ميآمد خسته و بي اعصاب بود و اصلا به من فرزندم اهميت نميداد.
اين رفتارهاي آرش مرا خسته كرده بود و مدام با هم بحث و درگيری و دعوا داشتيم من هم از تنها بودن در خانه و اين شرايط بيزار شده بودم و براي اينكه كمي روحيهام عوض شود، تصميم گرفتم كار كنم علیرغم مخالفتهاي خانوادهام و همچنين همسرم، دخترم را پيش مادرم بردم تا ساعتهايي كه در خانه نيستم از او مراقبت كند و در يك شركتي شروع به كار بازریابی كردم.
بعد از مدتها با مردي آشنا شدم كه در سوپر ماركت كار ميكرد و من براي فروش جنسهاي شركت پيش او ميرفتم، كمكم با محبتها، رفتارها و توجهي كه به من داشت جذب او شدم و بعد از مدتي متوجه شدم او زن و بچه دارد و به شدت هم با همسرش درگیر است و اختلاف دارد و همين موضوع باعث شد نسبت به او دلسوزانهتر رفتار كنم.
از دوستي ما يك سال ميگذشت و همسرم بارها به من شك كرده بود و تذكر ميداد ولي من اينقدر غرق اين ماجرا بودم كه اصلا حواسم به دخترمان و شوهرم نبود تا اينكه همسايهها از آمدنش به خانه ما متوجه شده بودند و بدون اينكه من بدانم اين موضوع را به شوهرم گفتند و او را هم در جريان گذاشتند. يك شب كه همسرم شيفت كارياش بود و فكر ميكردم مثل باقي روزها به خانه نميآيد، دخترم را خواباندم و دوستم را دوباره به خانه دعوت کردم و بعد از مدتي كه شوهرم در حال كشيك دادن بود، درب خانه را باز کرد و همان لحظه بود كه احساس كردم دنيا بر سرم خراب شده و آنجا بود كه انگار من از خواب بيدار شدم و تازه به خودم آمدم و فهميدم چه بلايي سر آينده خودم و خانوادهام و فرزندم آوردم.
نظر کارشناس (تشخیص):
بی تردید یکی از مهمترین نهادهای جامعه، نهاد خانواده است. اهمیت خانواده از این رو است که نه تنها محیط مناسبی برای همسران است بلکه وظیفه جامعهپذیری و تربیت نسلهای آینده را نیز بر عهده دارد. متاسفانه در حال حاضر خانوادهها دچار انواع آسیبپذیری و بحران هستند که برخی از آنها عبارتند از طلاق، اعتیاد، اختلاف و تضاد زناشویی، کودک آزاری و خشونت خانگی.
این بحرانها موجب میشوند که خانواده نتواند به کارکرد اساسی خویش یعنی تزریق عاطفه و وجدان اخلاقی به مجموعه خویش موفق عمل کند و هرگاه بنیان عاطفی و اخلاقی خانواده، که همبستگی میان یکدیگر است، متزلزل شود تصور سایر آسیبهای اجتماعی و جرايم نیز دور از ذهن نخواهد بود.



