×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : شنبه, ۲۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Saturday, 16 May , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
بیسکویت تلخ

تهیه وتنظیم:سمیه آشنایی

کارشناسی ارشد روانشناسی، مشاور کلانتری ۱۱فرماندهی انتظامی خمام

مریم وقتی وارد اتاق مشاوره کلانتری شد سلام کرد و روی صندلی روبه روی من نشست و به تابلویی پشت سر من که نوشته بود:”چه بسیار شهوترانی کوتاهی که اندوه و غمی طولانی به بار آورد” خیره شد و از گوشه‌ی چشمان خسته‌اش اشک سرازیر شد. نفس عمیقی کشید و گفت: من و همسرم مدت یک سالی است که با هم ازدواج کردیم و بعد از ازدواج برای زندگی از شهر دیگری به این شهر آمدیم.

هرچند زندگی در شهر خود و کنار خانواده را ترجیح می‌دادم و هر روز راجع به آن خیالبافی می‌کردم، ولی به خاطر کار فرهاد (شوهرم) مجبور بودیم بمانیم. او هر روز سرکار می‌رفت و من در تنهایی غرق می‌شدم. شبیه آدمی شده بودم که در بیابان گم شده، شوهرم وقتی فهمید، خیلی دلواپسم شد تا جایی که از سر کار روزی چند مرتبه تماس می‌گرفت.

بالاخره با اصرار شوهرم تصمیم گرفتم به دانشگاه بروم. من مشغول درس خواندن شدم و چیزی نگذشت که زندگیم ردیف شد. حالادیگر می‌توانستم لبخند بزنم. وقت هایی که درس می‌خواندم فرهاد با خوشحالی به من نگاه می‌کرد. برایم چای می‌آورد یا شام آماده می‌کرد. زندگی روی شیرینش را به من نشان داده بود.

سعی کردم در دانشگاه دوست پیدا کنم. خیلی زود با چند خانم دوست شدم و گاهی با آن ها برای درس خواندن به سالن مطالعه می‌رفتیم. یک روز وقتی در سالن مطالعه نشسته بودم و منتظر دیگر دوستانم بودم پسری بیسکویتی به من تعارف کرد نمی‌خواستم بردارم ولی آنقدر اصرار کرد که برداشتم. همان شد هربار که به سالن مطالعه می‌آمدم روبه روی من می‌نشست.

حس عجیبی داشتم لحظه شماری می‌کردم به سالن مطالعه بروم، یک روز که تنها به سالن رفته بودم نزدیک من شد و جلوی من نشست خودش را منصور معرفی کرد و من هم به دروغ به او گفتم مجرد هستم. شماره رد و بدل کردیم و در خانه هر وقت حوصله ام سر می‌رفت با او صحبت می‌کردم. در ابتدا وقتی می‌دیدم بین ما جملاتی عشقی رد و بدل نمی‌شود و گناهی نمی‌کنم خیالم راحت بود و به همین دلیل نگرانی خاص و احساس گناهی نداشتم.

اما کم کم این کار برای من تبدیل به عادت شد. از بیست بار تماسی که می‌گرفتیم حدود هفده بارش را من زنگ می‌زدم. هر روز با او در ارتباط بودم و پیام می‌دادم ولی هربار می‌خواست که با هم بیرون برویم قبول نمی‌کردم. شوهرم به من اعتماد داشت و وقتی صدای رسیدن پیامی در خانه می‌پیچید خوشحال بود که توانسته ام دوست های خوبی در دانشگاه پیدا کنم.

کم کم حس گناه و خیانت به سراغم آمد. مخصوصا وقتی عشق همسرم را به خود می‌دیدم. روزها سپری می‌شد و من حس می‌کردم عاشق دو مرد هستم. حتی به ازدواج با منصور هم فکر کردم، ولی فرهاد را هم خیلی دوست داشتم و نمی‌توانستم هیچ کدام را کنار بگذارم. تا اینکه یک روز وقتی در خانه نشسته بودیم و با فرهاد حرف می‌زدیم. کمی به چهره معصوم او نگاه کردم ناگهان تمام وجودم را احساس بدی گرفت و عرق کردم و بغض گلویم را فشرد. خودم را بسیار پلید و نامرد دیدم و با صدای بلند گریه کردم.

او مات و مبهوت از کارم مانده بود. مرا در آغوش گرفت و سعی کرد آرامم کند. اول خواستم دردم را به او بگویم، ولی نتوانستم. فقط گفتم حالم خوب نیست و به کمک احتیاج دارم. تصمیم گرفتم از مشاور کمک بگیرم و او مرا تشویق کرد. بعد از پرس وجو فهمیدیم کلانتری مشاور دارد، آمدم تا شما مرا از شر این افکار و رفتار پلید نجات دهید…………

تجزیه وتحلیل:

قرار نیست که زندگی همیشه روی خوشش را به ما نشان دهد. در هر زندگی ایی ممکن است شرایطی پیش بیاید و آن را از روال طبیعی اش دور کند، مریم متاسفانه مهارت کافی برای تحمل استرس ناشی از تغییرات زندگی اش را نداشت و برای آرام کردن خود پلیدترین رویه، ارتباط خارج از ازدواج را انتخاب کرد و به علت اعتماد به نفس پایین اش خود را شایسته یک عشق عمیق نمی دانست و به یک عشق سست و نافرجام روی آورد.

راهکارهای برای پیشگیری از خیانت:

۱-جدایی عاطفی یا تمایزیافتگی از خانواده ی دوران کودکی و متعهد شدن به رابطه زناشویی
۲-ایجاد اتفاق و زوج شدن از طریق صمیمیت وگستردن احساس خود برای گنجانیدن دیگری در آن
۳-وفاداری ،شفافیت و پرهیز از پنهان کاری و دروغ
۴-تلاش دوجانبه و مشترک زوجین برای ایجاد روابط زناشویی مطلوب
۵-تقویت روحیه شوخی و بذله گویی و حفظ علایق بیرون از ازدواج
۶-قدردان بودن نسبت به خدمات یکدیگر، به رابطه و زندگی
زمانی که حس می کنید نشانه هایی از خیانت در همسرتان وجود دارد. عجولانه تصمیم نگیرید، قبل از آن که تصمیماتی در جهت جدایی و طلاق بگیرید به مشاور و متخصصین این امر مراجعه کنید تا به رابطه خود فرصت داده و در صدد حل مسائل برآیید.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.